معنی پیرسقا

معنی پیرسقا

5 بازدید
[ سَ قْ قا ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش ابهررود شهرستان زنجان. واقع در ۲۴هزارگزی ابهر و ۴هزارگزی شوسهٔ زنجان به تبریز. جلگه و سردسیر دارای ۸۱۷ تن سکنه. آب آن از قنات و زه آب رودخانه. محصول آنجا غلات و انگور و قیسی و گردو. شغل اهالی زراعت و کارگری و قالیچه و جاجیم بافی است و راه شوسه دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ سَ قْ قا ] (اِخ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. واقع در ۳۳هزارگزی جنوب قره آغاج و ۵۷هزارگزی جنوب خاوری شوسهٔ مراغه بمیانه. کوهستانی، معتدل و دارای ۱۱۰تن سکنه. آب آن از چشمه سارها. محصول آنجا غلات و نخود و بزرک. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «پیرسقا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید