معنی پیرسبز
6 بازدید
[ سَ ] (اِخ) دهی از بخش شیب آب شهرستان زابل. واقع در ۵۰هزارگزی شمال سکوهه و ۲هزارگزی خاور شوسهٔ زاهدان به زابل. جلگه، گرم، معتدل. دارای ۷۲ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن فرعی است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان زیرکوه باشت و بابوئی بخش گچساران شهرستان بهبهان. واقع در ۳۲ هزارگزی شمال خاوری گچساران و ۱۱ هزارگزی شمال راه اتومبیل رو بهبهان بشیراز. کوهستانی، معتدل و مالاریائی. دارای ۶۰ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و روغن و تریاک. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی گلیم و عبا بافی و راه آن مالرو است و ساکنین از طایفهٔ بابوئی هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «پیرسبز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بز» برای سرودن شعر