معنی پیرزاده
6 بازدید
[ دَ/ دِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) فرزند پیر و شیخ و مرشد. || پیرزاد.[ دَ ] (اِخ) (حاجی...) محمدعلی بن محمد اسماعیل نائینی از بزرگان اهل ذوق و حال در اواخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجری (طرائق الحقائق ص ۳۵۱). وی در ۱۳۰۵ هـ . ق. سفری بفرنگستان رفت و در ۱۳۰۶ بتهران بازگشت و در لندن با ادوارد براون انگلیسی ملاقات کرد. مکاتباتی نیز در لندن و پاریس و بیروت میان آن دو متبادل شده است. (تاریخ ادبیات براون مقدمهٔ ج ۳. یا از سعدی تا جامی ص ج، یا یب، یج، کب، کد).
کلمات همقافیه با «پیرزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر