معنی پیربرد
5 بازدید
[ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز. واقع در ۳۰هزارگزی باختر شیراز و ۶ هزارگزی شوسهٔ شیراز به کازرون. کوهستانی، معتدل مالاریائی، دارای ۸۴ تن سکنه. آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «پیربرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر