معنی پیرایهسنج
5 بازدید
[ را یَ / یِ سَ ] (نف مرکب) که پیرایه سنجد. که زیور و زیب سنجد: بآیین آن مهد پیرایه سنج فرستاد چندین شتر بار گنج.نظامی. جهاندار کان دید بگشاد گنج بخروارها گشت پیرایه سنج.نظامی. جوانمردی باغ پیرایه سنج شود مفلس از کیمیایی گنج.نظامی.
کلمات همقافیه با «پیرایهسنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر