معنی پیراهان
5 بازدید
(اِ) پیراهن. پیرهن. پیرهند. کرته. قمیص : این نفس جان دامنم برتافته ست بوی پیراهان یوسف یافته ست.مولوی. برو بر بوی پیراهان یوسف که چون یعقوب ماتم دار گشتی.مولوی. رجوع به پیراهن شود.
کلمات همقافیه با «پیراهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر