معنی پیران‌سر

معنی پیران‌سر

6 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب، ق مرکب) پیرانه سر. ایام پیری. سر پیری. بروزگار کهنسالی : بار خدا بعبدلی را چه بود کز پس پیران سر دیوانه شد.معروفی بلخی. ببینی کزین بی هنر دخترم چه رسوایی آمد به پیران سرم.فردوسی. همی گفت کاندر جهان کس ندید به پیران سر این بد که بر من رسید. فردوسی. چو آمد مرا روز کین خواستن به پیران سر این لشکر آراستن.فردوسی. مگر بازگردد ز بدنام من به پیران سر این بد سرانجام من.فردوسی. نبینی که بر من به پیران سرا چه آمد ز بخت بد اندرخورا.فردوسی. بهر کار درد دل من مجوی بپیران سر از من چه خواهی بگوی. فردوسی. کرا آمد این پیش کامد مرا که فرزند کشتم به پیران سرا.فردوسی. بپیران سر اکنون به آوردگاه بگردیم یک با دگر بی سپاه.فردوسی. نگه کن کنون تا پسند آیدت بپیران سر این سودمند آیدت.فردوسی. بفر بخت تو برنا شوم بپیران سر جوان طبیعت گردم بنظم مدح و ثنا.سوزنی. گر گذشتم بر در میخانه ناگاهی چه شد ور به پیران سر شکستم توبه یکباری چه شد. عراقی. بر درت مانده ام بپیران سر خشک لب بر کنار بحر قصیر.مجد همگر. نهاد عقل بپیش تو سر به پیران سر ز حد خود نکشد بیش عقل در سر پای. جمال الدین سلمان. رجوع به پیرانه سر شود.

کلمات هم‌قافیه با «پیران‌سر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید