معنی پیرانبار
6 بازدید
[ اَمْ ] (اِخ) دهی از دهستان حاجیلو بخش کبودراهنگ شهرستان همدان. واقع در ۲۱ هزارگزی باختری قصبهٔ کبودرآهنگ و ۵ هزارگزی باختر حصار. تپه، ماهور، سردسیر، دارای ۲۲۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است و تابستان از حصار اتومبیل میتوان برد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «پیرانبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر