معنی پیرار

معنی پیرار

5 بازدید
(اِ، ق) پیرارسال. سال پیش از پارسال. دو سال پیش از سال حاضر. عام عام اول. (مهذب الاسماء): سال امسالین نوروز طربناکترست پار و پیرار همی دیدم اندوهگنا.منوچهری. نوروز را بگفت که در خاندان ملک از فرّ و زینت تو که پیرار بود و پار. منوچهری. چو حورا که آراست این پیرزن را؟ همان کس که آراست پیرار و پارش. ناصرخسرو. شدت پار و پیرار و امسال اینک روش بر ره پار و پیرار دارد.ناصرخسرو. از تاک رز انگور نو امسال خوش آمدت هرچند کزو پار همین آمد و پیرار. ناصرخسرو. هنوز یاری پیرار رفتی از پیشم چرا همی طلبی مر مرا بدین بگهی. ناصرخسرو. هرگز نیامدست و نیاید گذشته بار بر قول من گوا بس پیرار و پار من. ناصرخسرو. تا سال پیرار بحضور امیران... این قصه بوجهی بگفت که بسی مردم جامه ها چاک کردند. (کتاب النقض ص ۴۰۶). بنده ات بود گرسنه پیرار پار زن کرد و بچه زاد امسال. کمال اسماعیل. ز لب امسالم از چه بوسه نداد که به پیرار داد و در پارش.شیبانی. || روز پیش از دی که آنرا پریر نیز گویند. (شرفنامه). اما ظاهراً پار و پیرار جز در مورد سال بکار نرفته است.

کلمات هم‌قافیه با «پیرار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید