معنی پیتی
7 بازدید
(اِ) دیزی کوچک. دیزی. تیَره (در تداول مردم قزوین). || آبگوشت.(اِ) پیچّی. (در تداول مردم قزوین). لقمه. پیته.(اِخ) نام زنی غیبگوی در معبد دلف. رجوع به پی تیا و ایران باستان ج ۱ ص ۲۷۲ و ۶۶۵ و ۶۶۷ و ۷۴۹ و ۷۸۱ و ج ۲ ص ۱۲۱۴ و ۱۲۲۶ و ۱۲۲۷ شود).
کلمات همقافیه با «پیتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر