معنی پیان
6 بازدید
[ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان سوسن بخش ایزهٔ شهرستان اهواز. واقع در ۱۸ هزارگزی شمال ایزه. کوهستانی، گرمسیر، دارای ۱۸۰ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا گندم و جو. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(روسی، ص) مست. سکران. مستِ مست. طافح. لول. مست لایعقل. که سر از پای نشناسد.
کلمات همقافیه با «پیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر