معنی پیالهگردان
5 بازدید
[ لَ / لِ گَ ] (نف مرکب) بدور درآورندهٔ جام. صراحی گردان. می دهنده.آنکه با پیاله جمع را می دهد. ساقی. (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۰۶): هوا خمار شکن گل پیاله گردان است پیاله نوش و میندیش از خمار امروز. صائب.
کلمات همقافیه با «پیالهگردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر