معنی پیالهدار
6 بازدید
[ لَ / لِ ] (نف مرکب) که پیاله دارد. خداوند پیاله. صاحب پیاله. || که محافظت پیاله با اوست. رکابدار. (لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی ذیل کلمهٔ رکابدار). || شرابخوار. ج، پیاله داران. (از آنندراج): میکرد گریه ساقی بر گرد لاله زاری گویا به یادش آمد دور پیاله داران.آصفی. || نام نوعی از رستنی ها. رجوع به پیاله داران شود.
کلمات همقافیه با «پیالهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر