معنی پیاز موش
6 بازدید
[ زِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گیاهی است دوائی. عنصل. (منتهی الارب). پیاز دشتی. پیاز صحرائی. اسقیل. (برهان). قردمانا. (برهان). بیخی که بتازیش عنصل گویند و بعضی گویند نام داروئی است که بعربی اسقیل نامند. بصل الفار. اسقیل، و این نام از بهر آن گویند که موش را بکشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). سفادیکوس .
کلمات همقافیه با «پیاز موش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر