معنی پیازو
4 بازدید
[ زَ ] (اِ مرکب) مرکب از پیازMMM بصل و اَو MMM آب. طعامی که آن را اشکنه گویند. اشکنه. پِه پیاز. طعامی مرکب از آب و پیاز داغ و پیه یا روغن. رجوع به پیازاو شود.
کلمات همقافیه با «پیازو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زو» برای سرودن شعر