معنی پیازآباد

معنی پیازآباد

6 بازدید
(اِخ) دهی جزء دهستان شراء سفلی بخش وفس شهرستان اراک، واقع در ۲۵ هزارگزی جنوب باختری وفس و ۱۲ هزارگزی راه مالرو عمومی. کوهستانی، سردسیر، دارای ۲۷۰تن سکنه. آب از رودخانهٔ شراء. محصول آنجا: غلات، یونجه، شغل اهالی زراعت، گله داری. قالیچه بافی، راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
(اِخ) دهی از دهستان زردلان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۷۳ هزارگزی جنوب خاوری ماهیدشت و ۳۷ هزارگزی سراب فیروزآباد. کوهستانی، سرد معتدل، دارای ۴۷۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ صمیره و چشمه. محصول آنجا غلات، لبنیات و تریاک. شغل اهالی زراعت و تهیهٔ هیزم و زغال، راه مالرو است و اهالی از طایفهٔ کوشوند هستند. تابستان به کوه نمیر میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «پیازآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید