معنی پیاده گردیدن
6 بازدید
[ دَ / دِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) پیاده شدن. فرود آمدن از مرکبی. || ... از چیزی؛ کوتاه دست شدن از آن. دور ماندن و بی بهره شدن از آن : ترا دل بر دو خر بینم نهاده نترسی کز دو خر گردی پیاده.عطار.
کلمات همقافیه با «پیاده گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر