معنی پیادهٔ قاضی
6 بازدید
[ دَ / دِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) مأمور احضار. ابومریم . فراش احضار قاضی : چون پیادهٔ قاضی آمد این گواه که همی خواند ترا تا حکم گاه.مولوی. نیز رجوع به پیاده شود.
کلمات همقافیه با «پیادهٔ قاضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر