معنی پیاده رفتن
6 بازدید
[ دَ / دِ رَ تَ ] (مص مرکب) مقابل سواره رفتن. رفتن نه بر مرکب. ترجل. (دهار). پیاده شدن. طی طریق بی مرکب : پیاده رفتن و ماندن به از سوار بر اسبی که ناگهت بزمین بر زند چنانکه نمانی. سعدی.
کلمات همقافیه با «پیاده رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر