معنی پیادهنظام
6 بازدید
[ دَ / دِ نِ ] (اِ مرکب) پیادهٔ سپاهی. مقابل سواره نظام. سپاهیان پیادهٔ منظم. لشکریان بی مرکب: پیاده نظام عروس میدان جنگ است.
کلمات همقافیه با «پیادهنظام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر