معنی پیائوهی

معنی پیائوهی

6 بازدید
(اِخ) نهری است در برزیل که از ایالتی بهمین اسم سرچشمه گیرد و بسوی شمال روان شود و پس از طی ۵۰۰ هزارگز در۹ درجه و شصت ثانیه عرض جنوبی به رود پاراناهیبا پیوندد. (قاموس الاعلام ترکی).
(اِخ) سلسله جبالی در ایالتی بهمین اسم در برزیل، و بین همین ایالت با دو ایالت باهیا و پرنامبوگ در ۹ درجه و ۱۱ دقیقهٔ عرض جنوبی، از جنوب غربی بسوی شمال شرقی امتداد یابد و از طرفین هم با سلسله های جبال دیگر متصل است و حوزهٔ سانفرانسیسکو را از حوزهٔ پاراناهیبا جدا سازد. (قاموس الاعلام ترکی).
(اِخ) یکی از ایالات شمالی برزیل و در ترتیب اخیر یکی از جماهیر متفقهٔ برزیل بشمار است، از دو طرف جنوب شرقی و جنوب غربی بوسیلهٔ یکرشته جبال از دو جمهوری باهیا و پرنامبوگ مفروز گشته است، و از سمت مغرب بجمهوری سآرا و از طرف مشرق بجمهوری مارانهائو محدود میگردد. از سوی شمال رفته رفته باریک میشود، و فقط جزئی ساحلی در مصب پاراناهیبا باقی میماند. مساحت آن ۳۰۱۷۹۷ هزارگز مربع است. مرکزش شهر اوپراس است. شهرها و قصباتی هم دارد مانند پاراناهیبا و پیراروگه. دو طرف جنوب و مغرب آن کوهستانیست و در جهت شمال دشتهای وسیعی دارد. هوایش بسیار گرم و اراضی آن بس حاصلخیز است، لیکن در حال حاضر ثروت عمومی آنجا منحصر بچهارپایان میباشد. (قاموس الاعلام ترکی).
(اِخ) یکی از ایالات شمالی برزیل و در ترتیب اخیر یکی از جماهیر متفقهٔ برزیل بشمار است، از دو طرف جنوب شرقی و جنوب غربی بوسیلهٔ یکرشته جبال از دو جمهوری باهیا و پرنامبوگ مفروز گشته است، و از سمت مغرب بجمهوری سآرا و از طرف مشرق بجمهوری مارانهائو محدود میگردد. از سوی شمال رفته رفته باریک میشود، و فقط جزئی ساحلی در مصب پاراناهیبا باقی میماند. مساحت آن ۳۰۱۷۹۷ هزارگز مربع است. مرکزش شهر اوپراس است. شهرها و قصباتی هم دارد مانند پاراناهیبا و پیراروگه. دو طرف جنوب و مغرب آن کوهستانیست و در جهت شمال دشتهای وسیعی دارد. هوایش بسیار گرم و اراضی آن بس حاصلخیز است، لیکن در حال حاضر ثروت عمومی آنجا منحصر بچهارپایان میباشد. (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «پیائوهی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید