معنی پگو
7 بازدید
[ پِ ] (اِخ) پایتخت قدیم مملکتی بهمین نام در بیرمانی. دارای ۱۴هزار تن سکنه. اکنون ناحیه ای است از بیرمانی که مرکز آن رانگون است.
کلمات همقافیه با «پگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر