معنی پگه

معنی پگه

5 بازدید
[ پَ / پِ گَ ] (ق مرکب) مخفف پگاه است که سحر و صبح [ زود ] باشد. (برهان قاطع): فریدون پگه کرد سوری چنین که به زان نبد دیده فغفور چین. اسدی (گرشاسب نامه نسخهٔ مؤلف ص ۳۱۹). تو رو زو ره پوزش من بجوی که فردا من آیم پگه نزد اوی. اسدی (ایضاً ص ۳۰). پگه آمد ولیک دیر آمد.سنائی. کاس می و قول کاسه گر خواه چون کوس پگه فغان برآورد.خاقانی. از پگه حمال آورد او چو باد زود آن صندوق بر پشتش نهاد.مولوی. گفت قصد کعبه دارم از پگه گفت هین با خود چه داری زاد راه.مولوی. || زود: کالهٔ معیوب بخریده بدم شکر کز عیبش پگه واقف شدم.مولوی. صاحب فرهنگ رشیدی گوید پگاه و پگه اصح به بای تازی است. لکن این گفته ظاهراً براساسی نیست.

کلمات هم‌قافیه با «پگه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید