معنی پگ
10 بازدید
[ پَ ] (ص) زن نارپستان را گویند. (برهان قاطع). زن و دختر لیموپستان. کاعب. || (اِ) گلوله و بندقی که طفلان بدان بازی کنند. (برهان قاطع). گُروهه . (فرهنگ سروری). تیله. || گاورس. (برهان قاطع). || دستار. این لفظ هندی است. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «پگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پگ» برای سرودن شعر