معنی پکر
9 بازدید
[ پَ کَ ] (ص) گیج و متحیر شده از حوادثی بد که پیش آمده است. که فکر نتواند کرد از پیری یا کثرت مصائب. گیج از هجوم مصائب و یا پیری بسیار و مانند آن. خرف. || خرف از پیری. - پکر شدن؛ حالت گیجی و بی فهمی پیدا کردن. - پکر کردن؛ ایجاد حالت گیجی و بی فهمی.[ پُ کِ ] (اِ) قسمی بازی ورق.
کلمات همقافیه با «پکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر