معنی پژوین
7 بازدید
[ پَ ژْ ] (ص) چرگن. چرکین. شوخگن : پیشم آرد دوات بن سوراخ قلم سست و کاغذ پژوین.سنائی. || چرکین داشتن؟. || چرکین شدن؟. (برهان).
کلمات همقافیه با «پژوین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر