معنی پژول
6 بازدید
[ پَ ] (اِ) بژول. بجول. پجول. شتالنگ. اشتالنگ. کعب. غاب. قاب. قاپ. چنگالهٔ کوب. (زمخشری ص ۴۰): نه اقعس سرون و نه نقرس دوپای نه اکفس پژول و نه شُم [ شاید: سم ] ز استر. بوعلی الیاس (از لغت نامهٔ اسدی). چه که بر تخت ناز خسبی خوش چه که بر گل نهی دو دست و پژول. || پستان زنان. پستان نرم. || فندق. بندق. || گلوله ای که طفلان بدان بازی کنند. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «پژول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر