معنی پژردن
6 بازدید
[ پِ ژُ دَ ] (مص) (در تداول عامه) مروسیدن بیمار را. طفل را و پیر را پرستاری کردن. تر و خشک کردن طفل یا بیمار. تیمارداری. (و لفظ بَجرَمق آذری از این کلمه آید).
کلمات همقافیه با «پژردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر