معنی پچخیزیدن
5 بازدید
[ پَ دَ ] (مص) غلتیدن. (فرهنگ اسدی نسخهٔ نخجوانی): چه سود کند که آتش عشقش دود از دل من همی برانگیزد پیش همه مردمان و او عاشق (کذا) چو[ ن ] بنده بخاک بر پچخیزد (کذا).عسجدی. رجوع به پخجیزیدن و پخچیزیدن شود.
کلمات همقافیه با «پچخیزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر