معنی پپلس
9 بازدید
[ پَ پْ لُ ] (اِ) تریدی که از نان خشک و روغن و دوشاب سازند. || اشکنه ای که از روغن و پیاز بروغن بریان کرده و آب و نان خشک سازند. (برهان): که ز ماهیت ماهیچه بگویم رمزی نخوری رشته که این نیست چنین پپلس وار. بسحاق.
کلمات همقافیه با «پپلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر