معنی پویا
6 بازدید
(نف) پوینده. رونده و برخی دونده را گویند. (برهان). که پوید: طفل تا گیرا و تا پویا نبود مرکبش جز شانهٔ بابا نبود.مولوی. عشوه کرد اهل عشق را پویا بلبل از عشق گل شده گویا.لطیفی.
کلمات همقافیه با «پویا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر