معنی پوژه
6 بازدید
[ ژَ / ژِ ] (اِ) ساق درخت و ساق انسان و حیوان. (شعوری ج ۱ ص ۲۷۰). پوزه.[ ژِ ] (اِخ) (پیر) از هنروران مشهور فرانسه. وی در رسّامی و پیکرسازی و معماری مهارت تامه داشت و بسال ۱۶۲۲ م. در مارسی تولد یافت و در ۱۶۹۲ م. درگذشت. آثار برجستهٔ بسیار از این صنعتگر بجای مانده و مجسمهٔ او را در مارسی نصب کرده اند.[ ژِ ] (اِخ) (لوئیزا) ترانه ساز فرانسوی. مولد پاریس. (۱۸۱۰ -۱۸۸۹ م.).
کلمات همقافیه با «پوژه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژه» برای سرودن شعر