معنی پونه
6 بازدید
[ نَ ] (اِخ) شهری بهندوستان. رجوع به پونا شود.[ نَ / نِ ] (اِ) پودنه. پودینه. فودنج. غاغ. حبق. سنبهاری. (برهان). جلنجوجه. (برهان). جلنجویه. سعترالفرس. نعناع. نمام. حبق التمساح. نعنع الماء. فوتنج نهری. حبق الماء. غلیجن. رافونه. غاغه. راقونه. (برهان). فوتنج. پودن (در تداول مردم شیراز). پونا (در تداول مردم قزوین). پویْنَه (در تداول عامه). || پونهٔ جویباری. پودنهٔ لب جوی. حبق الماء. آنکه امروز پونه گویند به اطلاق. - امثال: مار از پونه بدش می آید درِ لانه اش سبز میشود. رجوع به پودنه شود.
کلمات همقافیه با «پونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر