معنی پولادگر
5 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) آنکه پولاد سازد. توسعاً آهنگر: بدان دست بردند آهنگران چو شد ساخته کار گرز گران پسند آمدش کار پولادگر ببخشیدشان جامه و سیم و زر.فردوسی. بفرمود خسرو [کی خسرو] بپولادگر که بند گران ساز مسمار سر هم اندر زمان پای کردش [گرگین را] ببند که از بند گیرد بداندیش پند.فردوسی. بفرمود خسرو بپولادگر که سازد برو بند و غل و تبر(؟). فردوسی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «پولادگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر