معنی پولاددست
5 بازدید
[ لادْ، دَ ] (ص مرکب) دارای پنجه و دستی چون پولاد. خداوند دستی نیرومند: بدو گفتا من آن پولاددستم که دینت را بدین خواری شکستم.نظامی. نخستین دلیران پولاد دست ببستند دست و گشادند شست.هاتفی.
کلمات همقافیه با «پولاددست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر