معنی پولادبست
4 بازدید
[ بَ ] (ن مف مرکب) با پولاد استوار کرده : کشیده شد از صف پیلان مست یکی باره ده میل پولادبست.اسدی. بزیر اندرش گفتی آن پیل مست سپه کش دزی بود پولادبست.اسدی. ز گردش چو دیوار پولادبست گرفتند و بر وی گشادند دست.اسدی.
کلمات همقافیه با «پولادبست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر