معنی پوشیدگی
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (حامص) حالت و چگونگی پوشیده. مستوری. مستور بودن. ستر. خفاء. استتار. خفیه. (دهار). احتجاب. کسوف. غماء. (دهار). خافیة. (منتهی الارب): سه دیگر که بالا و رویش بود بپوشیدگی نیز خویش بود.فردوسی. || ابهام. التباس. قذحمة. و فی المثل صرحت بقذحمة، ای وضحت القصة بعدالتباس. (منتهی الارب). تشابه، شبهة؛ پوشیدگی کار و مانند آن. (منتهی الارب). غشاوة؛ پوشیدگی چشم. اشکال؛ پوشیده شدن امر. (منتهی الارب). اشکال؛ پوشیدگی ببردن و هذا من باب السلب والایجاب. (تاج المصادر بیهقی). عفاء؛ پوشیدگی و ناپدیدگی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «پوشیدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر