معنی پوشیده کردن
5 بازدید
[ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) ملبس کردن. پوشیده داشتن. پوشیدن. بچیزی فرا گرفتن چیزی را. || مستور داشتن. || نهان کردن. پوشیدن. پوشیده داشتن. مخفی کردن. تعمیة. (تاج المصادر): ادغام؛ پوشیده کردن چیزی در چیزی : چنانکه دیدم چندیست که من آنجا رسیدم و سوی هندوستان خواهد رفت و از من پوشیده کرده، میگوید بغزنین خواهم بود یکچند. (تاریخ بیهقی ص ۶۶۷).
کلمات همقافیه با «پوشیده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر