معنی پوشیده داشتن
181 بازدید
[ دَ / دِ تَ ] (مص مرکب) ملبس کردن. مقابل برهنه داشتن. || نهفتن. پنهان داشتن. پنهان کردن. نهان کردن. مخفی داشتن. رمس. اِخفاء: بیاسای اکنون تو پوشیده دار بدان تا نداند کس از روزگار.فردوسی. از آن کودکان نیز بسیار گفت همیداشت پوشیده اندر نهفت.فردوسی. گفت ... باز گرد و این حدیث پوشیده دار. (تاریخ بیهقی). بوالعجب واقعه ای باشد و مشکل کاری که نه پوشیده توان داشت، نه گفتن یارند. سعدی. چو پوشیده میدارم اخلاق دون کند هستیم زیر و عجبم زبون.سعدی. درد دل پوشیده داری تا جگر پر خون شود به که با دشمن نمائی حال زار خویش را. سعدی. لطَّ عنه الخبر لطاً؛ پوشیده داشت خبر را. (منتهی الارب). آنکه عیب تو گفت یار تو اوست و آنکه پوشیده داشت مار تو اوست. اوحدی.
کلمات همقافیه با «پوشیده داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر