معنی پوشیدهچشم
5 بازدید
[ دَ / دِ چَ ] (ص مرکب) کور. نابینا. (آنندراج). اعمی. بی دیده : چو پوشیده چشمی نبینی که راه نداند همی وقت رفتن ز چاه.سعدی. کسانی که پوشیده چشم و دلند همانا کزین توتیا غافلند.سعدی. در آن دم یکی مرد پوشیده چشم بپرسیدش از موجب کین و خشم.سعدی.
کلمات همقافیه با «پوشیدهچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر