معنی پوشک
6 بازدید
[ شِ / شَ ] (اِ) به لغت ماوراءالنهر گربه باشد و این صورتی از کلمهٔ پیشیک یا پشک و پشک متداول زبان آذری است. پوشنگ. (برهان). سِنّور. هِرّ: چند بردارد این هریوه خروش نشود باده بر سماعش نوش راست گوئی که در گلوش کسی پوشکی را همی بمالد گوش. ابوالحسن شهید. بینی آن نانت و آن قلیهٔ مصنوعت چونک پوشک بنشسته بصفا اندر.منجیک. || نوعی گیاه است از احرار بقول.
کلمات همقافیه با «پوشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر