معنی پوست دیگر پوشیدن
5 بازدید
[ تِ گَ دَ ] (مص مرکب) کنایه است از تغییر روش دادن. رفتار دیگر کردن : احمد حسن شمایان را نیک می شناسد، باید تا پوست دیگر پوشید و هر کس شغل خویش کند. (تاریخ بیهقی ). احمد حسن شمایان را نیک شناسد، بر آنجمله که تا اکنون بوده است فرانستاند، باید تا پوست دیگر پوشید. (تاریخ بیهقی ص ۱۵۴).
کلمات همقافیه با «پوست دیگر پوشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر