معنی پوستین به گازر دادن
5 بازدید
[ بِ زَ / زُ دَ ] (مص مرکب) صاحب برهان گوید کنایه از بدگوئی و عیب جوئیست. لکن در بیت های ذیل معزی و انوری چنین مینماید که بمعنی کار بغیر اهل آن گذاردن است : کی شود غرّه بگفتار مخالف چون توئی مرد دانا کی دهد هرگز بگازر پوستین. معزی. بسلیمان نگر که از سر داد پوستین اَمل بگازر داد.سنائی. گرت باید که سست گردد زه اولا پوستین بگازر ده.سنائی. معشوقه دل ببرد و همی قصد دین کند با آشنا و دوست کسی این چنین کند... دل پوستین بگازر غم داد و طرفه آنک روز و شبم هنوز همی پوستین کند.انوری. رجوع بکتاب امثال و حکم شود.
کلمات همقافیه با «پوستین به گازر دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر