معنی پوستیندوز
5 بازدید
(نف مرکب) آنکه پوستین دوزد. فرّاء. (دهار). واتگر.موئینه دوز.(اِخ) دهی از دهستان بالا رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه، واقع در ۴۸ هزارگزی شمال خاوری کدکن. دامنه،معتدل. دارای ۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و خشکبار، شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی و راه آن مالرو است. از حیدرآباد و حاجی آباد میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).(اِخ) دهی از دهستان پیچرانلو بخش باجگیران شهرستان قوچان، واقع در ۴۸ هزارگزی جنوب باختری باجگیران و سه هزارگزی شمال راه مالرو عمومی باجگیران به بی بهره. کوهستانی، سردسیر. دارای ۱۲۴ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و تریاک. شغل اهالی زراعت و گلیم و قالیچه بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).(اِخ) دهی جزء بخش سراسکند شهرستان تبریز، واقع در هشتهزارگزی جنوب سراسکند و هشتهزارگزی شوسهٔ سراسکند بسیاه چمن و سه هزارگزی خط آهن مراغه به میانه. کوهستانی، معتدل. دارای ۳۱۰ سکنه. آب آن از چشمه و رودخانه. محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «پوستیندوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر