معنی پوستکلفت
4 بازدید
[ کُ لُ ] (ص مرکب) که پوست ستبر دارد چون هندوانه. || مقاوم در سختیها و مصائب. که تحمل مشقات تواند. || که بسی گرانجان است. گران جان. سخت جان.
کلمات همقافیه با «پوستکلفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر