معنی پوس
5 بازدید
(اِ) چرب زبانی و فریب دادن و فروتنی کردن و بزبان خوش مردم را فریفتن باشد. (برهان). تملق : بتدبیر شاید جهان خورد و پوس چو دستی نشاید گزیدن ببوس. سعدی (بوستان). این شاهد محتاج بتأیید است چه در بعض نسخ بوستان این کلمه لوس آمده است با لام بجای پ و گفته اند پوسانه نیز بهمین معنی است(؟)
کلمات همقافیه با «پوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر