معنی پوزش خواستن
5 بازدید
[ زِ خوا / خا تَ ] (مص مرکب) پوزش طلبیدن. عذر خواستن. بحلی خواستن : سیاووش را دید، بر پای خاست بخندید و بسیار پوزش بخواست.فردوسی. و رجوع به پوزش شود.
کلمات همقافیه با «پوزش خواستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر