معنی پوزشگر
6 بازدید
[ زِ گَ ] (ص مرکب) شفیع. عذرخواه. خواهشگر: چو بشنید پرویز پوزشگران برانگیخت از هر سویی، مهتران بنزد پدر تا ببخشد گناه نبرد دم و گوش اسپ سیاه.فردوسی. گه گرفتن بت صد هزار کودک و مرد بدو شدندی فریادخواه و پوزشگر.فرخی.
کلمات همقافیه با «پوزشگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر