معنی پوزخند زدن
8 بازدید
[ خَ زَ دَ ] (مص مرکب) خندیدن یا تبسم کردن بر سبیل استهزاء و تمسخر یا انکار.
کلمات همقافیه با «پوزخند زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر