معنی پوزار
10 بازدید
[ پُ ] (اِ مرکب) شکستهٔ پاافزار (از پا و افزار)کفش. پاپوش. چموش. پاچنگ. پازنگ. پاژنگ. پاچیله. پاهنگه. پای افزار. پایزار. و بالاخص کفش درشت و خشن و گنده و بددوخت روستائیان. اربی. پابزار. چارغ. - امثال: از پردویدن پوزار پاره می شود.
کلمات همقافیه با «پوزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر